هلیاهلیا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

خاطرات شیطونک من

بد قلقی های شیطونک مامان

1390/10/16 23:27
263 بازدید
اشتراک گذاری

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  

۹ ماهه بودی که بدقلقی هات شروع شدن .اشتهات خیلی بد شده بود و به جز شیر چیزی نمیخوردی .مدام هم گریه میکردی وبیتاب بودی. فقط دوست داشتی توبغل مامان باشی و وابستگیت خیلی زیاد شده بود . اجازه ۵ دقیقه استراحت هم به من نمیدادی . دیگه حسابی کم آورده بودم . دکتر هم بردمت ولی چیزیت نبود .

وزنت اصلا اضافه نمیشد ، حتی ۵۰۰ گرم هم کم کرده بودی . دکترت گفت باید شیرت و قطع کنی و بهش شیر خشک بدی .وای! انگار دنیا روی سرم خراب شده بود . هر کاری کردم شیر خشک نخوردی . دیگه طاقت نیاوردم و به حرف دکترت گوش ندادم و دوباره بهت شیر دادم .

به هر حال به کمک تجربه عمه خودم دلیل بیتابی های توروپیدا  کردم .

وروجک دندونهای بالاییت داشت با هم در میومد . برای همین بیتاب بودی . در هر صورت با کلک برات غذاهای متنوع درست کردم تا اینکه کم کم اشتهات برگشت.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان فرزانه
22 بهمن 89 12:32
سلام معلومه خیلی بلا شدیا هلیا جون با نیایش با هم بیفتین ببین چی می شه دیگه راستی کجا زندگی می کنید