سخت ترین بیماری شیطونک مامان
حالا دیگه یک ساله شده بودی و به راحتی راه میرفتی ، در ضمن ۶ تا هم دندون داشتی . همه چیز خوب بود تا اینکه یک روز صبح که از خواب بلند شدی تعداد زیادی پشه تورو گزیده بود ولی خیلی عجیب بود چون به شدت متورم شده بود و جای گزیدگیها خیلی داغ بود . توهم کمی بیحال بودی .
تورو به دکتر بردیم و بهت داروی ضد آلرژی دادو گفت چیزی نیست . اما تب کردی و تبت کم کم زیاد شد وبعد از مدتی به ۳۹ درجه رسید و گلوت هم به شدت خس خس میکرد و از نگرانی داشتیم میمردیم .
دوباره بردمت دکتر و بعد از گرفتن عکس از ریه متوجه شدیم که دچار عفونت ریه شدی . اولش قرار بود بیمارستان بستری بشی اما وقتی دکترت نگرانی زیاد منو دید گفت خودت تو خونه ازش مراقبت کن .
روزهای سختی بود و منو بابا تا صبح بیدارمیموندیم و ازت مراقبت میکردیم . خیلی ضعیف شده بودی . الهی مامان قربونت بشه و دردت و نبینه .
خدا رو شکر زود حالت خوب شد .
امیدوارم هیچ خانواده ای درد بچه خودشو نبینه


سخت ترین بیماری شیطونک مامان 


