ورود به خانه
با ورود تو به خونه همه چیز رنگ وبوی دیگه ای گرفت. هم خوشحال بودم وهم نگران. نگهداری از یه فرشته کوچولو اونم دست تنها کار سختی بود .به هر حال زندگی جدید ما شروع شده بود .
روزهای اول خیلی سخت بود ،توشبها اصلا نمیخوابیدیو من دیگه داغون شده بودم .من وبابا نوبتی میخوابیدیم. تا اینکه بالاخره به کمک دکتر تکیار ساعت خوابهات بهتر شد .
رشد بعد از تولدت خیلی خوب بود و عضله های قوی داشتی و تحرک بدنی زیادی داشتی .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ورود به خانه 
