هلیاهلیا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 3 روز سن داره

خاطرات شیطونک من

نوجوان سرکش 14 ماهه

1390/5/26 0:55
187 بازدید
اشتراک گذاری

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

ماه چهاردهم پر تلاطم ترین دوره زندگی تو بود .از نظر رفتاری شدیداً تغییر کرده بودی و مثل یک نوجوان سرکش شده بودی . حسابی لجبازی میکردی . کمی هم پرخاشگر شده بودی .

شبها خیلی بد خواب شده بودی و حدود ۱۰ تا ۱۲ بار بیدار میشدی .دیگه کم آورده بودم و نمیدونستم چی کار کنم . دلم میخواست ۱ ساعت در آرامش استراحت کنم ولی افسوس!

خیلی هم بد غذا شده بودی . اوایل تحمل این رفتارتو نداشتم و خیلی بهم سخت میگذشت . ولی سعی کردم با آرامش این قضیه رو حل کنم . بیشتر باهات بازی میکردم وبا کلک بهت غذا میدادم . خوشبختانه  کم کم اوضاع بهتر شد .

یه سی دی داشتیم برای گروه موسیقی رستاک بود که تو عاشق اون بودی . ساکت مینشستی و با لذت به اون نگاه میکردی .چند بار هم موقع تماشا خوابت برده بود .

هلیا مشغول بازی

 

 

هلیا و پدر بزرگش

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان فرزانه
22 بهمن 89 12:25
سلام عزیزم حال جیگر من چطوره ماشالاه خیلی ناز شده هاهاها آره دختر منم خیلی بلا شده می خواد به یه چیزی دست بزنه به من نگا می کنه و می گه جی می خنده سرشو کج می کنه یعنی که بزار دست بزنم دیگه
مامان فرشته
22 بهمن 89 15:21
خدا بابا بزرگت رو برات نگه داره هلیای خوشگل و نازم
مامان فرزانه
5 اسفند 89 11:28
عزیزم لباس کفشدوزکیشو از کجا خریدی منو دیوونه کرده بابا کجایی نیستی


از دبی گرفتم