سال نو مبارک
دوستان سلام بعد از یه وقفه طولانی دوباره برگشتیم. امسال نوروز به خاطر فوت پدر بزرگ هلیا ما سوگوار بودیم و سال نو را مختصر برگزار کردیم. این عید برای هلیا عید بزرگی هم بود . چون قرار بود هلیا رو از شیر بگیرم . 6 روز اول عید به دید و بازدیدگذشت. ولی از روز ششم مبارزه شروع شد . به کمک صبر زرد این کار و کردیم . با با مهدی هم خیلی کمک کرد چون تو مدام بهونه میگرفتی. 3 روز اول خیلی سخت گذشت . اما کم کم اوضاع خوب پیش رفت. فکر میکردم سخت تر از این باشه اما تو خیلی خوب کنار اومدی. راستی بعد از اینکه از شیر گرفته شدی خدا رو شکر اشتهات خیلی خوب شد . دندونهای عقبیت هم در اومدن. دیگه حسابی شیطون شدی. &nb...
نویسنده :
شبنم مامان هلیا
18:38





